بازدید از برج میلاد و ...
توی این مدتی که دایی مجید ایران بود، به الینا حسااابی خوش گذشت.تقریبا هر روز، ازپارک و شهر بازی گرفته تا موزه و یک سری گردشگری های دیگر! به لطف دایی مجید عزیزم ، یک ماه و اندی الینا روی ابرها سیر میکرد.متاسفانه به دلیل اینکه کارمند هستم، خیلی جاها رو همراه الینا و دایی نبودم و عکسشون رو ندارم چونکه گوشی داییم سیستم بلوتوث نداشت و عکسا موند برای خودش فقط یکی دوجایی که با هم بودیم رو به تصویر میکشم...یک شب تصمیم گرفتیم که برای صبحانه روز بعد بریم برج میلاد...وا ی وای که الینا انقدر توی برج شیطونی کرد و از دیوار راست و کج بالا رفت، که از اون همه غذای رنگارنگ تقریبا هیچی نصیبم نشد...خداییش وقتی برگشتم خونه گرسنه گرسنه بودم ا...
نویسنده :
مریم
18:56



